تایم استراحت که بود وقتی تو کلاس تنها بود رفتم پیشش
چون حالم خوب نبود زیاد ، ساعت اول کلاس خیلی خرابکاری کردم توی انگلیسی حرف زدن
بعد خودش رو این موضوع خیلی حساسه و سختگیری میکنه
من : استاد ... واقعا معذرت میخوام من از صبح خیلی حالم خوب نبوده کلا قاطی کردم و اصلا تمرکز ندارم
استاد : چرا ماهور ؟ چی اذیتت کرده که تمرکز نداری؟
من: صبح با معلمم دعوام شد کل سیستمم بهم ریخت
استاد: سر چی ؟
من : خیلی ببخشید حرف مفت زیاد میزنه همش گیر الکی میده بهم
خیلی گوگولی خندید و گفت :اشکالی نداره عزیزم اهمیت نده ، بزار هرچی که میخوان بگن قرار نیست بخاطر حرف مفت یسری آدم بی ارزش خودتو اذیت کنی
چند دقیقه بعد دوباره ساکت شد و رفت تو فکر
من : راستی من دیشب یه کلیپ دیدم دوست دارین ببینین؟
استاد : آره چرا که نه
چقد شبیه رمانای روبیکایی تایپ کردم خیلی ناجوره😂
خب بگذریم
کلیپو که داشت میدید احساساتی شد یلحظه خیلی کم چشماش اشکی شد
وقتی کلیپ تموم شد گفتم : اینا حرفای دل من درباره شماس
گفت : قربونت برم چقدر تو ماهی چقدر میتونی خوش قلب باشی گفت شاید باورت نشه ولی تو خیلی خاصی ، خیلی پاک و خالصی
گفتم در اصل شما خیلی خاصین و روح پاکی دارین که اینطوری دربارم فکر میکنین
با کلی خوش رویی ازم تشکر کرد
لبخند زدم بهش
گفتم راستی کاری که گفته بودین اوکی شد ؟