با مادرم بحثش شده هرچقدر داد زدن هیچی نگفتم. تا آخرش مامانم واقعا ناراحت کرد... به اعتقادات و ارزش های مامانم مدام توهین میکرد. منم گفتم زندگی خودت شخمیه چیکار به اون داری
افتاد رو دور لج با من. گفت تو دو تا نامزدی بهم زدی من زندگیم شخمیه؟(یکیش خاستکاری بود. اولی هم خودش بهمش زد اصلا)
گفت چرا دومی گفت باهاش بیرون رفتی؟ نکنه باهاش بیرون رفتی؟(قضیه مال یه سال پیشه آورد جلو که با اون تهدیدم کنه)
تهدیدم میکنه. گفت سرت رو میبرم تو با پسر بیرون رفتی حتما...
چیکار کنم از دست این زن ستیز های کثیف... خودش هزار جور کثافت کاری کرده