دیروز شوهرم زنگ زد خونه و گفت. سلام جمعه پسر داییم دعوت کرده خانوادمونو میای با داداشینا و بابامینا بربم خونشون.
منم گفتم برام بخدا فرق نداره میری بریم نمیریم که نریم
ماشین دست شماس ببری میام نبری که نمیریم دیگه.بعدشم گفتم بهش
ولی اونا چند دفعه خواستن بیان خونمون بخدا از شانس ما مهمونی بودیم یا خونه نبودیم الان بنظرت زشت نیس بریم.
اینو گفتم و بعد گفتم حالا بیا خونه صحبت میکنیم.
شوهرم تا گوشی گذاشته زنگ زده به داداشش و بهونه آورده ک نمیایم.
حالاام اخمو برام ریخته و قهره میگه تو باعث شدی نرم تو با همه مشکل داری منم نمیتونم بخاطرت جایی برم.
منم حاج و واج موندم گفتم من که گفتم بری میام این حرفا یعنی چی حالا گردن من افتاددههه😐😐😐
بنظر شما حرفش درسته؟من حرف بدی زدم ؟یا نتونسته بخاطرمن بره؟ شما بودید چی میگفتید چی میگفتید چیکار میکردید؟