بخدا احساس بی کسی میکنم میرم اونجا پدرم جلوی دامادای دیگه به شوهرم تیکه میندازه درحالی که از همشون ا ...
سعی کن زیاد با شوهرت نری
تا مامانم بود راحت بودم خودم بعدش ن خیلی عذاب کشیدم
بابای منم ابروم و جلو شوهرم میبره قبلا هر هفته میرفتم شام درست میکردم همه چیم از خونم میبردم ز میزدم داداشمم با خانوادش میومدن دیدم نمیشه بابام اخم و تخم میکنه دیگه نرفتم الان هفته ای یکی دو بار خودم میرم سر میزنم تو ی سال گذشته یکی دوبار شوهرم و شام بردم خودم از قبل میرم کارارو میکنم بازم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
حتی بین بچه هامم فرق میزارن توی سال بیشترین دعوت خونه منن ولی بقیه عزیزن
🙂💔الهی بگردممممم
واقعا میفهممم......اکثر تروما های ما از جانب خانواده اس ...و ی جورایی ناامید کردن ما رو ...وقتی خانواده خودت اینجوری ی ان باهات نمیشه،از ی غریبه انتظار داشت ....واقعا من دیه حسی بهشون ندارم ....بریدم .....
من میزارم ی ادم انقدر ناامیدم کنه ک وقتی میخوام تصمیم بگیرم نسبت ب تصمیمم مطمین باشم و ب راحتی بتونم حذف کنم