افسردگی گرفته بودم و یکجا نشینی پیشه کرده بودم💔 انگیزه ای واسه درس خوندن نداشتم خواهرم کتاب سفارش داده بود کتاب زندگی نامه ایشون رو هم خرید منم از رو بیکاری و بی انگیزه کی شروع کردم خوندن تا رسیدم به قسمت های آخر که مربوط به شهادتشون بود دیگه اشک امونم رو نداد آنقدر گریه کردم تحت تاثیر قرار گرفتم اشک هام رو که شستم اصلا یک آدم دیگه ای شده بودم🙂 گناهی که چند وقت بود درگیرش بودم و مانع بلند شدن جنب و جوشم شده بود رو تو همون ثانیه ترک کردم🌱
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بله و الان میفهمم واقعا لایق شهادت بودن چون تونستن سختی های انسان شدن رو تحمل کن و در دنیای پر از گن ...
من شنیدم وقتی اسیر بودن براشون فیلم پ ...نشان میدادن در زندادان و اونام میزدن تصویر را میشکستن و به همین خاطر فرمانده های عراق اونارا زیر زمینی چال میکردن که کرم های وحشتناک داشته و بدن اسیرا هارا میخوردن و از طرفی هم یر اسیرهارا چال نمیکردن تا باشکنجه بمیرن
اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بیخبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون و خوبی های بی منت 🌈🦋 سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ میگفت هرچقدر دلچرکین باشم ازت ولی دوستداشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛