2777
2789
عنوان

بد شانسی

| مشاهده متن کامل بحث + 415 بازدید | 27 پست

من و خواهرم بچه که بودیم توی هال کنار مادر و پدریم میخوابیدیم، خونمون اتاق نداشت هر شب ساعت 2 فلان اینا زیر پتور کارشونو میکردن، برام تروما شده الان که بزرگ شدم

تویی که داری امضامو میخونی ،برای رسیدن هر دوتامون به حاجت هامون دعا کن💞

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من و خواهرم بچه که بودیم توی هال کنار مادر و پدریم میخوابیدیم، خونمون اتاق نداشت هر شب ساعت 2 فلان ا ...

آخی چ بد

ولی بنده خداها اونام اذیت بودن

زمین را گر شوی مالك، طمع بر آسمان داری''✓

منو دوستام تو دبیرستان با قطار رفتیم مشهد. از کوپه مون رفتم بیرون میخواستم برم واگنهای بعدی. بعد که برگشتم اشتباهی در کوپه یکی دیگه رو باز کردم. و با همون صحنه. .... ،مواجه شدم. ولی سریع درو بستم. اونام خیلی تو حس بودن اصلا منو ندیدن😁

حتی یه درخت آسیب دیده هم میتونه زیباترین شکوفه ها رو خلق کنه🎀✨️🌸

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108