گفتم خواهرشوهرام چجوری اذیتم میکنن
آخه دو سال پنهون کردم اینبار اذیتشون زیاد شده بود تو فکر بودم مامانم همش میگفت اینبار که اومدی اینجا چشمات مثل دفعه های قبل نیست
منم بغض کردم گفتم
اونم غم صورتشو گرفت رفت تو فکر
کاش نمیگفتم میدونم چقدر غصه میخوره
مادرم هفتاد سالشه