خواب دیدم با خواهرم سوار ماشین یکی از فامیلا شدم که ازم چندسال کوچیکتره و بهشم فکر نمیکنم بعد داشت مسابقه میداد انگار با کسی که دوستش دارم بعد اون نفر دوم (فرد موردعلاقه) با داداشش وایساد و با تفنگ مث این اسلحه شکاری ها به ماشین تیراندازی کرد هدفش لاستیک ها بود که ماشین وایسه آخرشم چیزی نشد ولی هی میخواستم کسی نفهمه چی شده حالا ذهنم درگیره همه جا تعبیر بدی نوشتن و خواب رو قبل اذان صبح دیدم شبم شام سنگین نخوردم