روزایی که میرفتم مدرسه دماغم آویزون بود
و بوی کیک و خیاری که زنگ تفریح همه جا میپیچید
تنگ شده 🥹
واسه پریدن روی آب بارونی که تو کوچه جمع میشد
واسه زنگای هنر و مداد شمعی 🥲
واسه بچه های شیطون میز آخر
واسه دزدیدن شکلات و آدانس از مغازه و مهمونیای عید 🥲
ای خدا کاش میشد فقط یه لحظه برگردم فقط یه لحظه