عقدیم
ما اول تهران بودیم ولی بعدش مجبور شدم با پدر و مادرم بیاییم رشت
یه مقدار اوضاعمون بهم ریخته و من مجبورم کار کنم
یه کار خوب پیدا کرده بودم همه شرایطشم دو بار بهش گفتم . بعد اومد گفت نه تو نگفتی تا ساعت ۱۲ و ....
همیشه کارش همینه چیزی به نفعش نباشه میزنم زیرش که نگفتی واقعا دیگه خستم کرده
گفتم گفته بودم فلان موقع فلان ساعت حتی به اون نشون و .....
گفت نه نگفتی ساعتش دیر وقته و غر زدن بعد این همه که اعصاب منو خورد کرد گفتم پیام دادم گفتم نمیام سر کار
منم گفتم طلاق منو بده و گوشیو روش قطع کردم .
واقعا از همه طرف تحت فشارم اینم هی اذیت میکنه