نه منم سالم نیستم،وسواس درون حد نیستم ولی حس میکنم هیشکی جز خودم نمیتونه کارارو درست انجام بده، مثلا شوهرم ظرف بشوره بدم میاد باید برم خودم باز بشورم. حتی نحوه لباس پهن کردنشم به دلم نیست. اون پهن کنه باز باید بشورم خودم پهن کنم حس میکنم بو میگیره
نشخوار فکری دارم هی به حرفایی که زدم یا شنیدم فکر میکنم عصبی میشم. افسرده هم هستم به زور خودمو سرپا نگه داشتم خودمو به خاطر خانوادم به خاطر بچم... حس میکنم یه روز تحملم تموم میشه. دوست دارم برم بیمارستان روان بستری شم