دختر عمم هست
بچه ها ما هنوز نامزد نکردیم ولی قرارع نامزد کنیم
من یه دفتر مخصوص قانون جذب داشتم و همیشه هم ازش نتیجه میدیدم خلاسه تو مجردیم کسیو دوست داشتم و هر مشکلی داشتیم من مینوشتم که برطرف بشه راجبش همه چیز نوشته بودم ت اون دفتر
قرار بود اون دفتر و بسوزونم و گذاشته بودمش رو میز که همین خاطر نامزدم اینا یهو اومدن خونمون و دیگه رفتم پذیرایی کنم و گفت بیا بریم بازار بعد اومد تو اتاق آرایش کنه دفتر رو میز بود ، غرق آرایش بود من یه لحظه مامانم پشت هم داشت صدام میکرد در عرض شاید دو دقع رفتم و اومدم و بعد دفترو برداشتم قایم کردم حالا نمیدونم میترسم خونده باشه ،،،، صفحه اول دوم هم نبود راجب پسره صفحه سوم بود 😕