به خدا این چند روزه دلم میخواد گریه کنم سرم و بکوبم به دیوار از تنهایی دنیارم به من بدن خوشحالم نمیکنه دیگه دارم از خلا نبود جنس مذکر به سطوح میام همش تو ذهنم میاد که چرا خانوادم فلان خواستگار رو قبول نکردن هر شوهری مد نظرم نیست میخوام بدلم بشینه سنم بره بالا دیگه ذوقی برام نمیمونه نمیدونم چیکارکنم میگم کاش برم پیش دعا نویس
اینجوری پیش بره من نابود میشم دیگه حتی تا یه ماه دیگه هم تحمل ندارم