سلام من چند ساله طلاق گرفتم و تنهام
سه ماه پیش رفتم بازارچه ماهی بخرم
یه پسره برام ماهی دراورد از اب و کشتش
من دیدم یکم تکون خورد بهش گفتم چرا زود کشتی؟گناهش گردن خودت!
بعد جا خورد و یکم ناراحت شد.
ولیاز اون روز هر هفته ک میرم بازارچه چشم تو چشم میشیم لبخند میزنیم
احساس میکنم شمارمو میخاد ولی نمیتونه مغازه رو ول کنه یا جلو همه بامن حرف بزنه.
هرجا میرم تو بازار چشمش دنبال منه. من خیلی عذاب وجدان دارم و خستم ازین وضعیت. چون یکبارم که از بازار رفتم بیرون یه نفر داد زد گفت این شماره این مادر دخترو میخاد.... ولی کسی نیومد جلو.
خیلی فکرم مشلوغه تصمیم گرفتم عصر برم،ولی بنظرتون چطوری شماره بدم یا بگیرم؟