2777
2789
عنوان

رفتار مادرشوهرم با مامانم

237 بازدید | 14 پست

خانوما منو مادرشوهرم تو یه ساختمونیم.من بالا و مادرشوهرم پایینه.

مامانم خیاطه و شرایط زندگیشون خیلی سخته و بابام کار نمیکنه مامانم با پول خیاطی میچرخونه زندگیو.اونم با دوتا پسر یکی نوجوون که درس میخونه اون یکی سی سالشه و بیماره از نظر ذهنی و مغذی مثل یچه هاست.خلاصه خیلی فشار رو مامانمه.

بعد بنده خدا هرزگاهی میاد خونم بشینه یکم از خیاطی و بچه ها دور باشه ذهنش آزاد شه.

بعد مادرشوهرم هر سری ی پارچه میزنه زیر بغلش میاد بالا که مامانم برش یزنه براش اونم مفت نه پولی بهش میده نه چیزی.

بعد جالبه که فکر میکنه برش که کاری نداره مهم دوختنشه در صورتی ک برش خیلی سختره چون از نظر ذهنی هم درگیری و یاید محاسبه کنی همه چی درست در بیاد.

من خودم الان باردارم هیچ لباسی تنم نمیشه کلا دو دست دارم ک میشورم و میپوشم،همسرمم یکساله بیکاره کارش جور نمیشه ینده خدا نمیتونم برم خرید،باز دلم نمیاد پارچه بیارم مامانم بدوزه برام که بتونه به مشتری هاش برسه یه قرون دستش بیاد.با اینکار مادرشوهرم هر سری خیلی عصبی میشم نمیدونم چیکارکنم جمع کنه خودشو.

امشب به شوهرم گفتم مامان طفلک من میاد یکم ذهن و مغزش اروم بگیره مامانت هر سری ی پارچه برمیداره میاد.

گفت به مامانم میگم دیگه اینکارو نکنه.

نمیدونم بنظرتون همسرم بگه خوبه یا خودم کاری کنم؟!

اگه خودم،بنظرتون چی بگم و چیکارکنم؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به نظرم مستقیم حرفی نزنین

مامانت برش پارچه هارو خیلییی طول بده مادرشوهرتم سراغ گرفت بگو خیلی سرش شلوغه به مشتریاش میرسه ( اگه حالیش باشه نسفهمه که بحث مالیشم براتون مهمه)

گفتند دنیا، دنیای مذاکره است نه موشک.... ما زبان دنیا را بلدیم اما سردار ما را با موشک زدند ... 

به نظرم مستقیم حرفی نزنینمامانت برش پارچه هارو خیلییی طول بده مادرشوهرتم سراغ گرفت بگو خیلی سرش شلوغ ...

بابا پارچه نمیده به مامانم که یگه بعدا برش بزن

میاد میشینه بالا سرش میگه الان برش بزن ببرم بدوزم

بزار پسرش بره بگه.والا اگ برش راحت و رایگانه ببره بیرون ببینه رایگان براش میبرن ک کار مادرتو بی ارزشم میکنه

ولی من هروقت بریدم وخسته شدم وفکرکردم ک دیگه نمیتونم ادامه بدم،همین ی جمله اش منو نگه داشت تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکند.....
بابا پارچه نمیده به مامانم که یگه بعدا برش بزنمیاد میشینه بالا سرش میگه الان برش بزن ببرم بدوزم

واااای چه تو مخی

خب این دفعه پارچه اورد با خنده پارچه رو هل بده سمتش بگو مامانم اومده دو دیقه پیش دخترش بشینه دلش باز شه نمیخواد به خیاطی و برش کاری فک کنه الان

گفتند دنیا، دنیای مذاکره است نه موشک.... ما زبان دنیا را بلدیم اما سردار ما را با موشک زدند ... 

نه به همسرت بگو نگه بعد کینش میمونه که چرا به پسرش شکایت کردی بهتره دروغ بگی مامانت که میاد دستشو ببنده بگه آرتروز یا درد داره واقعا سیاست لازمه براارامش زندگی گفتن حقیقت فقط دلخوری ایجاد میکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز