با بچه ها تو کوچه بودیم حوصلمون سر رفته بود گفتیم چیکار کنیم که کمی بخندیم
خلاصه یکی گفت در خونه ها در بزنیم فرار کنیم البته این کار هر شبمون بود و حال میداد🙃😁
به بچه ها گفتم بند کفشامون محکم کنیم برای فرار
من دویدم سمت درب حیاط یه بنده خدا تا زنگ زدم و بعد خواستم با مشت بکوبم به درب که از شانس گندم یهو در باز شد و یه مرد چاق هیکلی دستم گرفت و جوری چک محکم بهم زد که گیج شدم و....
نگو این یارو پشت در بوده کل حرفامون شنیده و منتظر بوده که ببینه کسی به در خونشون میکوبه یا نه
خلاصه تا یک هفته گیج بودم😅😁
نتیجه اخلاقی:قبل زنگ زدن مطمئن بشید کسی پشت در نیست