تا حالا شده حس کنید ازتون سو استفاده شده و به فکر انتقام بیفتید؟؟؟
منظورم سو استفاده ی طولانی مدته ها... این که مدت ها به کسی از روی مهربونی و امید به تغییر لطف کنید یا بهتر بگم باج بدید، ببینید طرف براتون جبران که هیچ بهتون بی احترامی هم میکنه، اما به رفتارهای خوبش دل خوش کنید و کارهاشون توجیه کنید و امید داشته باشید که درست میشه، اما یه جا یه حرکت خیلی کوچکتر از اونچه که تا حالا دیدید باعث بشه به خودتون بیاید و اونجا تازه بفهمید افراد از دید متفاوتی به دنیا نگاه میکنن، و در آخر دچار فروپاشی روانی بشید، و متوجه بشید که چقدر خودتون رو تا حالا کوچک کردید و چقدر حماقت کردید؟؟؟
این حس حماقت اونقدر زننده باشه و این فروپاشی روانی اونقدر آسیب زا باشه که به خودتون و عزیزتون آسیب بزنید و بعد حس کنید که یه بازنده ی احمقید؟
تو این حالت به چی فکر میکنید؟ چی کار میکنید؟
واقعیتش...
به جز انتقام به چیز دیگه ای نمی تونم فکر کنم...