خونشون ی استان دوره. خیلی فرصت نمیشه بریم. منم مجردم . ما جنوب اونا شمال دقیقا ۲۰ ساعت راهه . ی سری محدودیت ها ذاریم ولی اونا سالی یبار میان . این خواهرم
از لحاظ مالی ب مشکل خوردن من همیشه کمکش میکزدم ولی یکجا بدحور دلمو شکوند بدجووووور. دیگه یکسالی میشه زنگش نزدم حتی. دیشب خواب دیدم رفتم خونشون
تا خونشون پر از گل و لای . آب گل آلود. بعد خیلی فقیرطور بودن خونه فقیرانه ای داشتن خونه خالی و پر از آب گلی. ی جایی توی خواب خواهرزادم ذیدم( خواهرزادم ی مشکلی داره و تخت درمانه)تا با ی حالت مظلومانه نگام میکنه. با لباس پاره پوره . تو خواب خیلی دلم سوخت خیلی .
من با خواهرم واقعا قهرم .بچه ها من خیلی کمکش کردم ی جا طلامو فروختم برای درمان بچش ولی بدجور خواهرم کم لطفی کرد و قلبمو شکوند.
دیگه کمکش نکردم زنگش نزدم . هیچی یکسالی میشه
حالا اگ شما بودید بدون اینکه متوجه شه بهش کمک مالی میکردید یا نه؟ دلم برای دخترش میسوزه و اون تگاه مظلوم دنباله دار ک تو خواب بهم داشت. خواب من واقعیه من اصلا بهشون فکر هم نمیکردم