من خودم از دست رفتار های مامانم و خواهرم خسته شدم
دارم درس،میخونم زودتر از این خونه برم
مشکل اینجاست بابام نمیزاره برم داشنگاه شهر دیگه
ولم میخواد درس بخونم شوهر کنم
یه پارتنر دارم عاشقشم خیلی مهربونه پاک معصومه با خداعه
خانوادم وضعشون خوبه
نسبتا روشن فکر هستن پدرم تازه بیشتر
اصلا کمبود محبت عاطفه اینارو هم ندارم
با مامانم هم خوبم نسبتا ولی خب خیلی آدم شکاک یکم سنتی
و عصبی هستش
خواهرم یه آدم منفوره
خلاصه که منو مامانم خواهرم باهم نمیسازیم هیچکدوم
گاهی هم باهم خوبیم البته
ولی نیاز دارم به استقلال
این بزرگترین،مشکل فعلی من هست