خاله ی من 38 سالشه و یبار به ازدواج خیلی کوتاه ناموفق داشته
خیلی تنهاس خیلی غصش رو میخورم دوست دارم ازدواج کنه بچه بیاره
خیلی خوب و با کمالاته تحصیل کرده کدبانو خانوم...
چرا نشد نمیدونم
دیروز برا پسرخاله ی همسرم که فامیلمونم هست خواستگاری کردن ازش البته به من گفتن بگم ولی از اونجایی که دو سال ازش کوچیکتر اون اقا و شرایط مالی خوبیم نداره
البته خالم خودش آپارتمان داره تولیدی لباس داره...
ولی بهش گفتم قبول نکرد شایدم به جورایی حق داشت اینا تموم شده و رفته ولی من از دیروز دلم گرفته نمیدونم اصلا چمه...
هرچقدر نذر و نیاز و دعا کردیم نشد که نشد خودش میگه دیگه ازدواج نمیکنم ولی من میگم اگه خدا بخواد میشه