من ۱۹سالمه از ۲_۳سالگی تا ۱۲سالگی اتاق خودم رو داشتم و تو اتاق خودم میخواییدم تنهایی ولی خیلییی میترسیدم چون خونمون طبقه ای بود ما طبقه بالا بودیم و دقیقا بالاسر تخت من یه پنجره بود که باز میشد به راه پله و راه پله ام به پشت بوم راه داشت و من خیلی میترسیدم بعد از اون آبجیم که یکم بزرگترشد اومد پیشم خوابید یعنی اتاق مشترک شد تاامسال که خونمون روعوض کردیم و آبجیم و من اتاقامون جدا شد از هم ولی خیلی میترسم از اینکه شبا تنهایی تو اتاقم بخوابم یعنی تا خوابم ببره دیوانه میشم حتی شب خواب هم روشنه ولی باز میترسم و هی چراغ گوشی رو روشن میکنم دور و برم روچک میکنم
باید دوباره باهاش حرف بزنم قانعش کنم یه مدت پیش آبجیم بخوابم
ب نظرم پیش ی مشاور یا رولنشناس برو بگو با مامانت حرف بزننتا بیخیال شه
فقط 7 هفته به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
مورد علاقه هام:یوگاو مدیتیشن🧘♀️کتاب📚کوهنوردی🏔پیاده روی با ی دوست👭صدای هو هوی بادوبارون و رعد وبرق🌩🌧طبیعت بعداز زدن بارون🏕طلوع و غروب خورشید🌄🌅صدای جغد و کلاغ و جیرجیرک و پارس سگ و صدای الاغ و زنگوله ی گله🦗🐩🦉🐦⬛بوی گل و چمن و درخت🌹🌳بوی قهوه☕️راه رفتن بدون کفش وجوراب روی چمن🦶🦶دلخوشیا کم نیستن کافیه با دقت بهشون فکر کنیم و اهمیت بدیم و ببینیم🧚♀️