دعا کنید شاید بزرگترین خواسته شما کوچیکترین معجزه خدا باشه خدایا شکرت بخاطر بودنت تک تک لحظات زندگیم.بخاطر 💞💞همسر خوبم💞 💞.انسانیت به دین و مذهب خاصی نیست همین که دلی را نرنجانی انسانی .اینجا آدما مجازین ولی قلباشون واقعی پس مبادا 💔سکوت در مقابل ظالم شریک شدن در ظلم اوست . کسی بهم بی دلیل بی احترامی کنه جوابشو میدم .اگ خیانت قابل بخشش بود الان باید شیطان کنار خدا میموند ،وفاداری جای بحث ندارع 🙂کسی از مجردی نمرده ولی متاهلی که انتخابش درست نبوده روزی هزار بار میمیره و زنده میشه .متاهلی که تنهاست خیلی بیشتر از مجردی که تنهاست عذاب میکشه پس برا ازدواج سعی کنید همسفر خوبی انتخاب کنید
|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•| |•کاشکی یه بارون بزنه غم شهرو بشوره ببره•|
کاش اعلامیه بزنه اون اطراف یا تو دیوار شهرشون آگهی بزنه
طفلی اونی ک ۸۰ گرم طلا گم کنه تو این شرایط):
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
من ارزومه طلا پیدا کنم خالم پیدا کرده بود فروخته بود خرج خونه کرده بود ولی حس میکنم اگر پیدا کنم تا ...
فک میکنی بابا
انقدر عذاب وجدانش زیاده ک ترجیح میدی پیدا نمیکردی
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
یعنی دروغکی گفته پیدا کردم . ببینه چند نفر روباه بازی در میارن ، بگن مال منه
جالب اینه همه گفتن اگهی بزن میترسید ببره طلافروشی ازش بگیرن تو ده دقیقه فکر کنم صد تا کامنت زده بودن براش که بره اگهی کنه یهو گفت فیکه دیگه راجب این قضیه حرف نزنید