الان خیلی زور و توان میخواد
دیگه کجا بشینم درس بخونم مسئولیت کامل بچه هام با منه
به عقده ی بچگیام براشون لباس خوب میخرم کلی کتاب خریدم کتابخون بشن کلاس زبان و موسیقی میبرمشون
مشکلی داشته باشن از کلی جا مطالعه میکنم تا حل بشه
ولی خودم ...
کاش ینفر اینکارا رو برا من میکرد
دختربچه درونم داغونه کتک خورده و زخمیه (برام کفش و لباس نمیخریدن از لباسام خجالت میکشیدم عقده شد برام... تا یه کتاب غیردرسی دستم میدیدن سرکوفت میزدن ....چقدر دلم میخواست نقاشی بلد بودم یا یه ساز....چقدر بابام باهام بدرفتاری کرد تحقیرم کرد...چقدر مامانم دوسم نداشت فقط یسره در حال جدال با مادرشوهرش بود برام وقت نمیذاشت...)