بارها اذیتمون کرد
به شیوه های مختلف بین من و شوهرم رو زد
از فحاشی گرفته تا کتک زدنم
از فروختن طلاهام تا کنسل کردن عروسی
از هیچ تلاشی دریغ نکرد
شوهرم یه مدت نمیرفت خونشون
شوهرم عالی میشد ، الانم چندین ماه ارتباط نداشتیم
قطع رابطه بودیم ، روز مادر شد همه گفتن برید
اونم مادر هست بخاطر خدا برو
رفتیم آشتی کردیم براشون هدیه بردم با گل و شیرینی
بعدش همش دعوت میکرد شام
یکی دوبار رفتیم غذا خوردیم دیدم شوهرم میگه
کسل شدم نمیتونم کار کنم سرم درد میکنه
یهویی سر مسائل خیلی بیخود شروع میکنه
داد و بیداد و فحاشی اصلا شده یه آدم دیگه
هر سری تواین چند سال بعد از قطع ارتباط
رفتیم آشتی کنیم رفتیم شام خوردیم
دقیقا شوهرم این علائم میاد سراغش
الانم به بهانه روز پدر دوباره رفتیم
بعد از مهمونی حال شوهرم بدتر شد
به نظرتون من چیکار کنم ؟
این علائم دعاست ؟اگه دعا نیست چیه