یه چیزی که باعث شده برام متمایز از بقیه باشه یکیش چهره ی مردونه ی شمالیشه :)) اینکه وقتی از دورم ببینیش چهرهاش داد میزنه که شمالیه (خودمم شمالی ام). و دومیش اخلاق خیلی خوبش هست. اینکه حتی وقتایی که خودم حواسم نیست صدام میکنه و سلام میکنه بهم. در حالی که کلا به خصوص توی دانشگاه آدما انگار خیلی از هم فراری ان و نمیخوان چشم تو چشم شن ولی اینکه یه وقتایی خودش میاد جلو خیلی منو جذب خودش کرده :) اما خب درد من اینه که میدونم بهم حس نداره. رفتارای خوبش از ذات خوبشه :)) من واقعا جذبش شدم. تقریبا هرروز میبینمش و باهاش حرف میزنم. اما نمیتونم کاری کنم! درد من اینه💔
هم وقتشو داری ... هم فرصتش پیش اومده ... هم کسی اصلا نمیفهمه ... ولی چون اشتباهه از انجام دادنش منصرف میشی...! این معنای دقیقه اصالته...راه پنهانی میخانه ندانند همه کس! جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر...!