خواهرمیه دوست پسر داره که همو دوست دارن اما پسره هیچی نداره ما گفتیم اوکی چون همو میخواید ساده همچی برگزار میکنیم که این دوتا بهم برسن اما مادرش خیلی فاز برمیداره هفته پیش قراربود بیاد خواستگاری زنگ نزد مانمیتونیم بیام این هفته قرار بود بیان که فلان زنگی نزده امابه پسرش گفته به خواهرم بگه که میخاد باهاش حرف بزنه چرا تا یه دختر چیزی نمیخاد خانواده پسر فاز مشکل دار بودن میگیرم حیف خواهرم هرچی میگم بیخیال این ادم بشو نمیشه
منم پشیمونم که خیلی کوتاه اومدم حس میکنم متوجه نشدن از لطف منه فکر کردن کلا زن گرفتن همینقدر آسونه
کاربر حمید معصومی نژاد با عضویت در سال 1403 من نیستم.اگر گاهی جواب نمیدم عذر میخوام.بی حوصله ام،دوست دارم نظرم رو بگم و برم،همین... لطفا درخواست دوستی هم نفرستید حرف خصوصی با کسی ندارم💚
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خواهرت الان عشق جلو چشمش گرفته مطمئن باشه پسره حتی اگه بدی هایی هم داشته باشه خواهرت نمیبینه و نادیده میگیره،بعد که از مستی عشق هشیار بشی میفهمی چیکار کردی
من خواستگاری داشتم خواهرش زنگ زد خونمون با افاده و ... بعدش مادرش و خواهرش اومدن خونمون دیدیم بابا اصلا اینا در حد و اندازه ما نیستن پسره نه خونه داره ن شغل داره هیچی به هیچی گفتیم نه اونا هم رفتن به جهنم
شما به مادر پسر بگین اگه هیچی نداری و شماهم کمکش نکنید کنسلع
امیدوارم روزی برسه بیام براتون بگم عزیز دلم با چادر عروس و دسته گل به همراه شوهر مهربون و خوبش از حرم امام رضا برام عکسشو فرستاد. خیلی دوست دارم در حیاط امام رضا قدم بزنن و آغاز خوشبختیشون باشه لطفا برای برآورده شدنش دعا کنید ،❤️❤️❤️🤲🤲🤲برای عاقبت بخیر شدن همه ی بچه های سرزمینم دعا کنیم❤️❤️❤️برای صالح شدن فرزندم دعا کنید ❤️❤️❤️برای ظهور آقا امام زمان 💔💔مهدی موعود 💔💔دعاکنیم❤️❤️❤️روزی میاد که منم ماشین مدل بالا سوار میشم و از تیکه کنایه های اطرافیان راحت میشم 🤭😍😍آنقدر پولدار میشم که می تونم کابینت و کمد دیواری بزنم، همیشه دست پر برم خونه ،دعاکنید اخلاقم خوب بشه فکر کنم این مورد هم درگرو پول هستش
بعدازاینکه خواستگاری اول مادرش بهم زد خواهرم با پسره کات کرد بعد بلاکش کرد پسره اومد جلودرمون توروقران یه فرصت دیگه من مامانمو راضی میکنم و...خواهرم یه فرصت دیگه داد