سلام
یک روزی یک آقایی به همکلاسی ش میگه از خانومی خوشش اومده اون هم کلاسی هم از روی حسادت یا... بلند بر سر کلاس میگوید که دوستش میخواهد به خواستگاری اون خانوم بره نهایتا برخی از هم کلاسی ها این رو به اطلاع اون خانوم می رسانند اون هم پدرش رو مطلع میکنه پدر اون خانوم در دانشگاه برخورد بدی با پسر میکنه و با وجود اینکه پسر عذرخواهی میکنه پسر رو به حراست گزارش میده و حراست والدین پسر را احضار می کنند در اینجا درسته پسر ساده بوده و علاقه شدیدش رو درمیان گذاشته با دوستش اما آیا کار بدی کرده و خانواده و خود دختر چجور آدم هایی بودند؟
این آقا پسر خیلی به اون خانوم علاقه مند بوده به طوری که بیمار میشه و نمیتوانسته درست درس بخونه خجالت می کشیده به پدر مادرش یا به اون خانوم بگه