2777
2789
عنوان

همسرم تا

| مشاهده متن کامل بحث + 1450 بازدید | 109 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چرا سیسی جان😂😂😂🫣😭

چون همه ی پسرا ومردا لااقل ی بار رو کشیدن دیگه

الکی میگه من تاحالا استفاده نکردم

میزان پرتوقع بودنم ب حدی جدی و خطرناک شده ک توقع دارم وقتی میگم دلم کروسان میخواد بگن بپوش بریم پاریس🤧

رهاش نکنیکم رفیق باش باهاش پایه باشدلزده میشه مرد اینجوزی

پایه هستم ولی اخه این دود و چیزا میگم یواش یواش شروع میشه بعدش سیگار بعد مشروب بعد ....

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

یواشکی میکشه.شک نکن

😂🤣 وقتش کجا بود بابا

من همیشه پیششم رفیقاش یکی از یکی مثبت تر اهل رفیق بازیم نیس

صبح ۷ میره سرکار تا ۹ شب بعد میاد یا میریم بیرون دوتایی یا خواب

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

نه معلومه اگه دلش میخواد

میشه قلیون

بعدشم دلش سیگار میخواد بعدشم خدایی نکرده چیزای بدتر😑😑همچی از کوچک شروع میشه

اجازه نده شما

هه ما با کسایـے خوبیم که ذاتشون خوبہنه قیافشون!🫸🏻 ✨️عضو رسمی انجمن H_T_A✨🤌🏻

چون همه ی پسرا ومردا لااقل ی بار رو کشیدن دیگه الکی میگه من تاحالا استفاده نکردم

اخه میدونی ما از بچگی باهم بودیم بعدشم رفتیم تو رابطه حالاعم ک ازدواج برا اینه میگم میدونم ک نکشیده 🥲😂

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

یه جمله میگم فقط بعضی ها گارد نگیرندهمه چیز از مصرف تفریحی شروع میشهواسه تفریح میخواد تفریح های سالم ...

اره نظرم بات هم نظره

ولی از اینم میترسم زیاد سخت بگیرو مجبورش بشه دروغ بکه بهم میدونی ک چی میگم

  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

اخه میدونی ما از بچگی باهم بودیم بعدشم رفتیم تو رابطه حالاعم ک ازدواج برا اینه میگم میدونم ک نکشیده ...

عشقم تو ک همیشه با همسرت نبودی ک

بلاخره محل کاری

خونه ی رفیقی

تنهایی

جایی


خیلی بعیده تاحالا لب نزده باشه

میزان پرتوقع بودنم ب حدی جدی و خطرناک شده ک توقع دارم وقتی میگم دلم کروسان میخواد بگن بپوش بریم پاریس🤧

عشقم تو ک همیشه با همسرت نبودی کبلاخره محل کاری خونه ی رفیقیتنهاییجاییخیلی بعیده تاحالا لب نزده باشه

اینم حرفیه ولی تا حالا دروغ نگفته بهم شده بعضی وقتا کاری کرده بعد نیم ساعتش اومده گفته نیمخام پنهون کنم ازت امروز قلان کارو کردم و اینا🥲

از اینم میترسم برا این قلیون خیلی سخت بگیرم مجبور بشه یواشکی بکشه و اینا دلم میخاد ازادش بزارم ولی میترسممم .....



  داستان زندگی من از رمان رمان تر شاید ی روزی نوشتمش🕊

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108