خانماا ی ساله ازدواج کردم بعضی وقتا با شوهرم بحث میشه با دعوا میکنم سری گذشته به منو تو روم میزنه یا تیکه میندازه حتی از خانواده ام باهاش هم حرف زدم میگه من نمی تونم جلو دهنمو بگیرم الان چند وقته به فکرم افتاده طلاق بگیرم چون واقعا خسته ام کرده از لحاظ مالی وضع ش خیلی خوبه فکر میکنه یک حرفی بزنه بعدش با طلایی انگشتری میتونه جبران کنه ولی اصلا حرفاش یادم نمیره اذیت دارم میشم میگم بریم مشاوره میگه مشاورا خودشون عامل فسادن موندم چیکار کنم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
حرف از خانواده میشه خواهرای من مانتو میپوشن کوتاه مادرم مانتو میپوشه آرایش میکنن مسافرت میرن کلا سبک امروزی آن بر عکس مادر شوهر خواهر شوهرم برمیگرده میگه اینا اگه مسلمون بودن این طوری کوتاه نمی پوشن یا جلف نبودن یا خواهرم زن دوم شده میگه درست بود زن دوم نمیشد با اینکه زن اولی طلاق گرفته رفته از خودم هم چند سری اوایل ازدواج پسر عموم زنگ زد به شوهرم گفت تو بکش بیرون من دختر عموم میخوام یعنی منو از همون موقع حتما میگه تو با این بودی که این زنگ زد همش چند تا حرف دیگه میزاره بهم میگه