عزیزم به شوهرت به عنوان یک منبع درامد نگاه نکن، خودتو بذار جاش، این همه سال تو کاری که دوست نداره اونم نظامی گری واقعا وحشتناکه ! بهش حق بده که فقط بخاطر دیگران زندگی نکنه
از طرفی شما هم حرف حساب میزنی، نمیشه تو این شرایط بد اقتصادی بیگدار به آب زد
به جای اینکه گریه کنی و بهش بگی تورو خدا این کارو با ما نکن درست حسابی بشیند گزینه های موجود رو برسی کنید نه ایشون احساساتی عمل کنه نه شما اون بنده خدا همینکه فقط بره براتون کار کنه براتون کافی باشه!
بشینید دو دو تا کنید
ببینید چند سال دیگه میتونه بازنشسته بشه
اگه الان بیاد بیرون چقد از مزایاشو از دست میده
از طرفی کاری که نکرده مثل گاوداری که هیچ ایده ای هم از سختی و آسونیش نداره درست نیست یهو از کارش خارج بشه بیاد تو اینکار از کجا معلوم بازم نگه دوسش ندارم
پیشنهاد من:
کارهایی که میتونه انجام بده لیست کنید، یه مدت بعد از کار اصلیش بعداز ظهرا بره سر اونکار هم تنوع میشه هم میفهمه چقد توش پول هست هم اینکه دوست داره واقعا یا نه
مثلا اگه کسی اطرافش هست که گاو داری داشته باشه بره یه مدت پاره وقت باهاش کار کنه
شرایط رو بسنجه
و اما شما
نشون بده تحت هر شرایطی همراهشی و تنهاش نمیذاری
نشون بده درکش میکنی و برای رسیدن به آرزوهاش کمکش میکنی
مطمئن باش ته قضیه کاری رو میکنه که شما دوست داری اما اکه الان گریه زاری کنی بگی تو رو خدا اینکار رو نکن ما چکار کنیمم و ا ین حرفا بدتر مصمم میشه از کارش بیاد بیرون
موفق باشید