2777
2789
عنوان

دارم گریه میکنم

2888 بازدید | 159 پست

اینا(مادر و خواهر و پدر شوهرم) پا شدن رفتن بیرون تفریح من هر خونه موندم که برای شوهرم غذا درست کنم که از سر کار میاد گشنه نباشه

بعد از اینکه اینا اومدن

منم خواستم با همسرم برم مغازه اش


و زمانی که مادرش از در اومد تو منو همسرم شوند کنار هم رو مبل دراز کشیده بودیم پا شدیم و منم رفتم که بالشت رو بزارم تو اتاقم و همینطور که داشتم میرفتم سلام کردم و پدرش هم زمانی که من اومدم بیرون از اتاق اومد سلام کردم یکم بلندتر البته


الان مادرش برگشته میگه چرا وقتی من اومدم بهم سلام نکردی با صدای بلند و عصبانی گفتم سلام کردم تو نشنیدی

گفت از پیشین بهم بی محلی میکنی و حتی برگشته میگه که آره داشتی می رفتی از پشت ک ونت سلام کردی



خیلی بی ادبه ادامه داره

بقیشو مینویسم

بعد برگشته میگه که میخواین برین بیرون ظرفاتونو نشستین

و فقط اینجا میخوریو.....

در حالی که گفتم بزار برم اومدم بشورم یا اینکه قبل رفتن بشورمشون

بازم ادامه داره تیکه به تیکه میگم

عقدی؟

 ֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶֶָָָָָָָָָָ֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢֢از یه سنی به بعد دیگه نه ظاهر مهمه،نه استوری‌ها و برنامه‌ها. اون موقع فقط آرامش، پیشرفت، و داشتن یه همراه امن و مطمئن اهمیت داره.کسی که کنارش لبخند بزنی و با خیال راحت زندگی کنی. 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعد من برای روز پدر برای پدرش دیشب یک بلیز گرفتیم

اما برای روز مادر چون همسرم پول نداشت چیزی نگرفتیم



برگشته میگه تو به بابا محل میدی اما به من محل نمیدی

اینا همرو با داد و بی داد میگفت نه اینطوری که محترمانه دارم مینویسم

در حالی که به جون خودم دیشب کلیییی به همسرم گفتم که بزار برای مامانت حالا هرچند خیلی وقته که گذشته اما یک شال شبیه به شال خودم که خوشش میاد و یا یک چیز دیگه ای بگیرم

اونم گفت که نه و من اخلاقاشو میشناسم ناراحت نمیشه

الآنم به همسرم گفتم حالا توضیح بده چیزی زیادی هم نگفت بعدشم پا شد رفت مغازه در حالی که مامانش همینطور داشت داد و بی داد میکرد

به قرآن اشکمو در آورد هنوز دارم گریه میکنم

الآنم تو اتاقم درم بستم. فکر کنم خوشش میاد هعی اشک منو در میاره

دیگه خسته شدم

یا برگشته میگه که برای بابا چایی میریزی برای نمیریزی

در حالی که برای اونم ریختم


ولی چون باباش بیشتر چایی خوره بیشتر برای اون میریزم

پاشو برگرد خونتون هیچ وقت مدت طولانی خونه مادرشوهر نمون .حتی اگه شوهرت قهر کرد مبیبینی که تنهات گذاش ...

خیلی به قرآن نامرده

الان اینقدر گریه کردم

چشام قرمز شده

خونمونم خیلی دوره نمیتونم تنهایی برم




یا برگشته میگه که دیروز یه عالمه ظرف مونده رو هم منم کار داشتم نکردی اونارو بشوری



در حالی که رفتم و شستمشون

اینقدر اعصابم بهم ریختم گفتم بی ادبیه ولی خر اونارو شست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792