سلام اومدم بعدسال ها درمورد غصه ای که توی دلم هست براتون بگم که مربوط میشه به عیدسال۹۸ که ما حرم امام علی بودیم اون سال باخودمن۴تا مجردداشتیم که اون شب دراونجا حضورداشتیم و لحظه ی تحویل سال دقیقا حرم امام علی بودیم هممون یه دعایی کردیم که ازدواج خوب داشته باشیم امسال، ولی من حقیقتش از امام علی خجالت کشیدم زیادنتونستم حرف دلمو بهشون بگم اما بقیه گفتن ومن روم نشدبگم اقامنم ازدواج خوب میخوام ازتون اونا همشون درعرض ۴ماه ازدواج کردن والانم هرکدوم یه بچه دارن ولی من حاجتم بهم داده نشد و احساس میکنم امام علی بهم فرق گذاشتن وهمچنان هم حسم بهم میگه اون سال من رو از بین اون جمع جدا کردن و نخواستن ولی من ازروی ادب و حیا نتونستم مثل اونا واضح حرفمو بگم هرموقع یادم میفته که منو امام علی ازاون جمع جداکردن میخوام ازشدت غصه بمیرم الانم دارم گریه میکنم که چرا منو ندیدن و نخواستن حتی بعد این همه سال دارم حرف و کنایه میشنوم اگر باردیگر برم پیششون همه ی اینارو بهشون خواهم گفت....