2777
2789
عنوان

خسته شدم از خانوادم 🥹

321 بازدید | 8 پست

دیگه مغزم نمیکشه اصلا

تا ۲۶ سالگی پیششون زندگی کردم ، زندگی پر از سختی ور از استرس و دعوا و بحث و روانم نابود شد ، خیانت ، بحث ، جنگ ،کتک....

از پارسال که ازدواج کردم اومدم خونه خودم روانم آروم تر شده دیگه سر درد های شدید قبل و ندارم دیگه شبا با گریه نمیخوابم .


اما بازم ولم نمیکنن تا دعواشون میشه زنگ میزنن بهم و خبر میدن و منم غم عالم میریزه تو دلم .بزور خودم و جلوی شوهرم خوب نشون میدم که متوجه نشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب بهشون بگو بهت نگن

امشب زنگ زدن دعواشون و دارن میگن

منم انقدر ناراحت شدم

دیگه بعدش هر چی زنگ زدن شوهرم اجازه نداد جواب بدم

گفت به ما ربطی نداره زنگ میزنن تورو ناراحت میکنن

منم صدای گوشی و کم کرده بودم و نذاشتم متوجه شه دعوا سر چی بوده

وگرنه آبروم میرفت

امشب زنگ زدن دعواشون و دارن میگن منم انقدر ناراحت شدم دیگه بعدش هر چی زنگ زدن شوهرم اجازه نداد جواب ...

همینو بگو بهشون بگو تو خونه به مشکل میخورم ، کاری از دستم بر نمیاد که به من میگین

همینو بگو بهشون بگو تو خونه به مشکل میخورم ، کاری از دستم بر نمیاد که به من میگین

امشب دیگه نشد جوابشون و بدم

فردا زنگ میزنم میگم لطفا به من نگید


بخدا منم امشب بزور جلوی گریم و گرفتم که شوهرم متوجه نشه

امشب دیگه نشد جوابشون و بدم فردا زنگ میزنم میگم لطفا به من نگید بخدا منم امشب بزور جلوی گریم و گرفتم ...

درکت میکنن منم تو خونه که بودم خیلی مشکل داشتم بعد ها سعی کردم جوری رفتار کنم که چیزای که عادیه براشون و من کاری ازم بر نمیاد بهم نگن

ادم خودش کلی گرفتاری داره حالا اگر همیشگی نبود فرق میکرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز