2777
2789
عنوان

💔💔🖤

133 بازدید | 3 پست

نمیدونم از کِی شروع شد...

انگار کمکم فاصله افتاد،

میون من و همه کسایی که یه روز فکر میکردم ، دارمشون ،

الان فقط یه خستگی مونده؛

اون مدلی که هیچ خوابی درستش نمیکنه.

نه از تن، از دل...

از تکرار توضیح دادن، از تلاش برای فهمیده شدن، از لبخند الکی زدن جلوی کسایی که دیگه حس منو نمیفهمن.

یه زمانی من همیشه انرژی داشتم، همیشه امید داشتم

اما حالا؟

حتی یادم میره چرا باید بلند شم، چرا باید ادامه بدم.

آدم وقتی دلش میشکنه، صداش درنمیاد،

یه لبخند میزنه و میگه اشکال نداره،...

اما تهِ تهش، یه چیزی درونش تموم میشه


مثل شمعی که حتی خودش نمیدونه کی آخرین شعلهش خاموش میشه...⌛🌅

شازده کوچولو پرسید:غمگین تر از این که بیایی و کسی از اومدنت خوشحال نشهچیه؟!!!روباه گفت:بری و کسی متوجه رفتنت نشه...🥀🦊

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

درک میکنم سخته ولی سعی کنید از این حال بیاید بیرون

 مرا دردی ست اندر دل که گر گویم زبان سوزد                      اگر پنهان کنم، ترسم که مغز و استخوان سوزد...                                            

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز