باهاش قهر کردم دیشب خیلی خواس از دلم در بیاره
من بهش بی توجهی کردم ولی آخرش با بی محلی و بدون شب بخیر بر خلاف همیشه پشت کرد خوابید
از طرفی میخوام نشون بدم چیزی که بابتش ناراحت بودم واقعا واسم مهمه. الانم باهاش حرفی نمیزنم من تو یه اتاقم اونم تو یه اتاق دیگه واسه خودشه دیگه باهام هیچی حرف نزده از همون دیشب
توقع داشتم باز باهام حرف بزنه از دلم در بیاره
ولی خیلی خودشو گرفته
بعد از ظهر میره سر کار نمیاد تا آخر شنبه
میترسم اینهمه قهرمون طولانی شه دیوونه میشم تا حالا همچین قهری نداشتیم یا اون پیشقدم میشد یا من