درسته از وقتی عروس اومدم ی روز خوش ندیدم از دست جاریم اونقدر از پشتم خنجر زد نامزدیمو فقط با گریه سپری کردم
ولی الان درحال طلاق برادرشوهرم
هر وقت میام خونه مادرشوهرم جاریمو نمیبینم از ته دلم تنگ میشه براش
چند دیقه هس دارم گریه میکنم کاش الان اینجا بود
کاش نمیرفتی
کاش پیشمون بودی
من خیلی دوست داشتم
با اینک دلمو شکستی دلم تنگ برات
حالم داغونه
اون همه خاطرات خوبمونو چجوری حذف کنم