بچه ها من واقعا مثل چی ترسیده بودم
ما تازه اثاث کشی کردیم
اولین بارم بود سوار اتوبوس این منطقه میشدم
امتحان داشتم
بعد من فک کردم نیم ساعت یکبار حرکته
اتولوس که اومد ساعت ۹:۳۰ من سوار شدم
بهم گفت امتحان داری؟ فرم دبیرستان تنم بود
گفتم اره گفت من یه ربع دیگه حرکت میکنم دیرت نشه گفتم نه میشینم
رفتم تقریبا اخرای اتوبوس نشستم
بهم گفت صبحونه خوردی ؟ گفتم اره تقریبا ۳۵_۴۰ سالش بود
گفتم اره
گفت بیا از خوراکیا اینجا بردار اون موقع تازه اومده بود
کسی توی اتوبوس نبود
خیلی خیلی تعارف کردم که برنمیدارم ولی اصرار کرد