دیشب خودم ب خواهرم گفتم بیا پیشم اما نمیدونم چرا میاد پیشم از عمد کارایی میکنه که میدونه بدم میاد
مثلا
غذا میخوره صدا دهنش میاد و زیر چشمی نگام میکنه و لبخند میزنه
دارم باش حرف میزنم تو حرفم میپره
یا با قاشق محکم میکوبه به لبه قابلمه و ماهیتابه
دیشب هم همینکارا رو میکرد
هیچی بش نگفتم و چایی رو دم کردم داشتم خونه رو مرتب میکردم هی غر الکی میزد بش گفتم آدمو عصبی میکنی دیگه خسته شدم
یدفه بلند شد لباساشو پوشید و اسنپ گرفت و در واحد و در ساختمونو محکم کوبید ب هم و رفت
ی کلمه هم بش نگفتم
اما خیلی بم برخورد
دوستم میگه خواهرت حسوده
اما من نمیتونم باور کنم