یکی از فامیلای شوهرم تولد گرفته واسه بچه اش مارو فقط دعوت نکرده
امقدر دلم برای دخترم سوخت ما کسی رو نداریم جشن و مهمونی بریم .خانواده خودم که داغونن
زنداداشام دوتا تولد میگیرن واسه بچه هاسون یکی مفصل و عالی بزن و بکوب برای خانواده خودشون
یکی هم یه کیک یک نفره میگیرن میلن خونه مادرم بعد به ما میگن نه دستی نه هیجی یه قاشق کیک میدن از بس که فطرتوش کمه گدا مسلکن زود میخوان کادو بگیرن برن
که البته اونجا هیچ وقت نمیرم
حالا انقدر دوست داشتم دخترمو ببرم جشن اینا.دخترای جاریامو همه رو گفتن
به ولای علی قسم خدا شاهده با نداریم همیشه اومدن خونم بهشون در حد توان بهترین پذیرایی کردم مراسمشون کادو دادم ماگشا کردم
منطور اینه نگین من آویزونشونم
حالا این شرح ماجرا بود تا اینجا.
بعد این هیچ وقت روز پدر و مرد رو به شوهرم تبریک نمیگفت دیدم تو اینستا از یه پیجی برای شوهرم پیام فرستاده.اصلا پیامشو باز نکردم.ولی رفتم تو اون پیج دیدم تبریک روز پدر بوده پستای اون پیچ همه واسه تبریک بودن
پیامشو حدف کردم نخونده شوهرم اثلا اینستا نمیره
اره دیگه باید راه باز باشه بیان بازم خوش میگذره بهشون خونم آخه
حتما گفته این همه میخواد پدیرایی کنه من انقدر بهش کادو نمیدم
در صورتی که حتما کادو خوب میدادم