عزیزم خدا رحمتشون کنه، روحشون شاد.
برادر بزرگترتون هستن؟
اگر اره.
خودت وارد عمل شو. امروز یه زنگ بزن زنداداشت. بگوفلانی (دخترش)، زنگ زده واصرار کرده و... ، و بعد بگو خواستم مزاحمتون نشیم، به زحمت بیفتین، حالا یا شما بیاین اینور با مامان اینا، (ببین چی میگه)
یا اگر خونه پدریتون هست و میشه اونجا جمع شد، بگو بریم خونه مامان جمع شیم، اونجا یه جشن برای آقایون بگیریم.
اونجا هم زحمت شام رو یا از بیرون بکشین یا خودتون یچیزی اماده کنین. که مامانت به زحمت نیفته.
خلاصه که یجوری این قضیه رو حل کن. چون برادرزادتون گناه داره و دلش میخاد دورهم باشین.