من سالهاست مستقل زندگی میکنم
هر بار به ازدواج نزدیک میشم نگران میشم
الان باز خواستگار دارم
نگرانی اینکه این راحتی و استقلالم رو از دست بدم اذیتم میکنه
واقعا راحتم برای خودم
هر کار بخوام تو خونه میکنم
دلم بخواد آشپزی میکنم دلم نخواد نمیکنم
یه غذا رو برای دو روز سه روز درست میکنم می خورم
ساعت خوابم،برنامه تلوزیونی دیدنم،ساعت رفت و آمدم نظافت کردن یا نکردن ام
اینکه اصلا یه مدت آشپزی بکنم یا نکنم همه اش دست خودمه و راحتم
با خودم میگم والا آخه چیه متاهلی
سر خر می خوای زن
اصلا هر بار کسی میاد تو زندگیم شدید استرس میگیرم