مردی ه قهر می که مرد نیست یه مترسکه
همسر خودمم جزو همین دسته هست یه بار دوماه محلش نزاشتم نمیدونست چیکار کنه ولی غرورش اجازه نمیدا بیاد عذرخواهی ، قشون کشی کردم مامانش و مامانم و داداشم که بیاین این مرد قهر میکنه حرف نمیزنه
الان باز قهره منم بیخیال شدم
دیگه مثل سابق نیستم خودمو به هر دری بزنم شب که میخوابه دستشو دراز میکنه سمتم که مثلا دستشو بگیرم
احمقیه واسه خودش زبونش نمیچرخه حرف بزنه منم کاری به کارش ندارم