امروز بسیجی ها مراسم داشتن و هم عمم هم کراشم بسیجین.
عمم اونجا دیدتش بهش گفته اینجا چشم چرانی نکنا ابروتو تو روستا میبرم
😐
اینم. بگم رابطشون باهم خوبه! و کراشم خودش شوخ طبعه...
و کلا همه به عنوان ادم خوب میشناسنش
حالا چرا عمم اومد پیش ما تعریف کرد؟! 😐چرا اونجور گفته بهش؟