هنوز یکساله از زایمانم نگذشته فقط از صبح بیدار میشم باید کار کنم پول در بیارم کارای خونه و بچه هم هست
شیردهی و بچه دار وقت و انرژی زیادی میبره
آنقدر کار کردم و ایستاده موندم زانو درد گرفتم
یادم میاد قبلا شعر میخوندم
شعر حفظ میکرد یک کتابخونه بزرگ دارم
زبان میخوندم
ورزش میکردم میرفتم باشگاه
روز دو ساعت ورزش میکردم
گلدوزی میکردم
دانشگاه میرفتم
کلاس خیاطی رفته بودم و برای خودم هر هفته یک مانتو جدید و ی دونه بلوز دامن برا مامانم میدوختم
هر روز یک آشپزی یک کیک و دسر جدید درست میکردم
فیلم دلخواهم رو میدیدم
غذا میپختم با دوستان بیرون میرفتم
الان هیچی فقط کار و کار
ناشکری نمیکنم فقط خیلی خسته ام هر روز خسته ام