حتی رفتم سنو برای رحم انجام بدم از بس خودمو سفت گرفتم دکتره باهامبحث کرد
یا تا نامزدم میاد نزدیکم شه عضلاتمو سفت میگیرم و میترسم
چیکار کنم
اصلا نمیتونم اروم باشم سریع میترسم و میلرزم و خودمو سفت میگیرم
مگه اون جنایت چقدر بزرگ بود_اونقدر که بدن کوچیک یه بچه چند بار دفن شد🖤برای امیر علی،برای ماکان و مسیحا که هنوز برای جاوید الاثر شدن خیلی کوچولو بودن🖤برای مادر امیر حسین و امیر محمد باقری...و در اخر برای علی خودم:)
مگه اون جنایت چقدر بزرگ بود_اونقدر که بدن کوچیک یه بچه چند بار دفن شد🖤برای امیر علی،برای ماکان و مسیحا که هنوز برای جاوید الاثر شدن خیلی کوچولو بودن🖤برای مادر امیر حسین و امیر محمد باقری...و در اخر برای علی خودم:)
اولا سعی کن خودتو اروم کنیشوهرت بیشتر باهات وقت بگذرونه و نزدیکت باشهارامشو که تو بغلش حس کنی کم کم ...
دقیقا مشکلم اینه ک نمیتونم خودمو اروم کنم
وگرنه اون نهااایت تلاششو میکنه و همیشه هم خودم میگم میخوام
ولی وقتش که میشه میترسم
مگه اون جنایت چقدر بزرگ بود_اونقدر که بدن کوچیک یه بچه چند بار دفن شد🖤برای امیر علی،برای ماکان و مسیحا که هنوز برای جاوید الاثر شدن خیلی کوچولو بودن🖤برای مادر امیر حسین و امیر محمد باقری...و در اخر برای علی خودم:)
مگه اون جنایت چقدر بزرگ بود_اونقدر که بدن کوچیک یه بچه چند بار دفن شد🖤برای امیر علی،برای ماکان و مسیحا که هنوز برای جاوید الاثر شدن خیلی کوچولو بودن🖤برای مادر امیر حسین و امیر محمد باقری...و در اخر برای علی خودم:)
یعنی ھنوز باکرہ ای؟؟باید اول عشق بازی کنیدبعد کم کم امادہ میشی نترس
اره
بخدا خیلی وقت میزاریم براش
حتی دو ساعت هم پیش اومده
ولی نتونستم تا تو شرایط قرار میگیرم نظرم عوض میشه
مگه اون جنایت چقدر بزرگ بود_اونقدر که بدن کوچیک یه بچه چند بار دفن شد🖤برای امیر علی،برای ماکان و مسیحا که هنوز برای جاوید الاثر شدن خیلی کوچولو بودن🖤برای مادر امیر حسین و امیر محمد باقری...و در اخر برای علی خودم:)