هیچکس منو دوست نداره احساس پوچی میکنم
میخوام خودکشی کنم
بین دخت پسر تبعیض قائل میشن داداشام خونه رو عمدا کثیف میکنن
من کنکوزی ام امتحان دارم ولی اول باید غذا بپزم طرف بشورم جارو کنم دیگه وقت نمیمونه بعد ناهار هم همین اش و کاسه اش
ولی کتک میخورم تا اعتراض میکنم انقد امروز کتک خوردم که....
بعد میگن تو چیکار میکنی داداشم اومده چسبیده چرا غذای من کمه برای که مدرسه ببره موهامو میکشه من امروز نتونستم برم امتحان بدم بعد کتشو که اعتراض کردم من خوردم.....
خدا منو بردارع نمیرسم دزس بخونم..