متاسفانه من بیماری خود ایمنی پوستی دارم و عفونت زیر پوستم جمع میشه و تبدیل به زخم باز میشه که باید دارو مصرف کنم
این بیماری بعد از جنگ شعله ور شد من اونموقع باردار بودم نمیتونستم دارو مصرف کنم
بعد از زایمانم بیماری وحشتناک عود کرد و به جاهای مختلف بدنم حمله کرد و دچار زخم های دردناک شدم.
اما بخاطر شیردهی و اینکه اصلا دلم نمی اومد پسرم شیرخشک بخوره دنبال درمان نرفتم
دیگه دو روز پیش از شدت درد و سوزش سه تا دکتر رفتم و دارو دادن و گفتن این داروها تو شیرت میرن و نباید به بچه بدی
پسرم 70 روزشه و من به شدت بهش وابسته شدم
دیروز شوهرم به زور قرصارو به من داد و دیگه عملا من نتونستم شیر بدم.
و بهش شیرخشک دادیم
دیشب از شدت گریه نفسم بریده بود و وسط خونه زاااار میزدم با صدای بلند
دلم برا شیرخوردن پسرم تنگ شده سینه هام پر از شیر و سنگین شدن.
عذاب وجدان داره خفه ام میکنه
کاش میمردم
چشمای پسرمو میبینم بهش میگم ببخشید که من مادرت شدم