خواهرم
۱۹ سالشه و توی یک دانشگاه دولتی توی تهران درس میخونه
خودمونم تهرانیم
با اسنپ میره و با اسنپ میاد روزی ۷۰۰ تومن فقط پول اسنپ میده
غذای سلف رو نمیخوره و میره با یکی از دوستاش کافه غذا میخوره تایم ناهار
هر هفته در حال خرید کردنه و هر چیزی بدون اغراق هر چیزی بخواد پدرم براش میگیره
هر موقع هم اراده کنه با دوستاش میره سفر
حقوق هم قبول شده و به شدت درس خون و خانومه
اما به طرز عجیبی افسرده ست
انقدر که پدرم در حقش بدی کرده.
اصلا پدرم رو دوست نداره و وجودش پر از خلا و کمبود محبته
خیلی براش ناراحتم
کاش میتونستم کاری کنم براش تا از غصه دربیاد...