یادمه ترم پیش سر امتحان بودیم بعد یه پسر ک بغل دستم بود هعی فامیلی مو صدا میزد من میدونستم میخواد تقلبی کنه محلش نذاشتم آخه خودم هنو ننوشته بودم تمرکزم بهم میریخت بعد دوستم گف بگو طفلی گناه داره بخاطر دوستم گفتم باشه برگشتم ۳ تا سوال پرسید جوابش بهش گفتم
باز فرداش امتحان داشتیم باز دوباره صدا میزد با خودم گفتم این پرو شده باز بش بگم تا آخر کارم دراومد محلش نذاشتم آخرش اینقدر صدا زد ک برگشتم گفت خانوم فلانی من دارم بلند میشم برگمو بدم سوالی نموندی کمکت کنم😁گفتم ن مرسی
یعنی برگام ریخت از سیاستش😔🎀