بابام سرکاره اینجا نیست مامانم دیسک کمر داره از اونور گردن و همجاش داغونه
داداشمم معلوم نیست کجاست دنبال خوش گذرونی با دوستاش
درصورتی که من کنکوری ام از صبح تا الان درس میخوندم دقیقا سه ماهه پامو از خونه نذاشتم بیرون تو این برف همه دوستام رفتن اینور اونور
بعد از ساعت ۷ تا الان رفتم رو پشت بوم برف پارو میزنم
واقعا حرصم دراومد از غیرت داشتن فقط هارت پورت کردن بلده داد زدن بلده سین جین کردن و فوضولی کردن تو همچیو بلده
فقط بلده دستور بده بگه که کجا میری کجا میای اینو نپوش اونو نزن اینو نخور با اون نگرد
خیلی اعصابم خورده اینارو میگم دستم شکسته بود قبلا انقدر بیل زدم مچ دستمو حس نمیکنم
زانوهام و کمرم دارم میشکنه از درد
جز اعصاب خوردی هیچی نداره واسه همین حرصم میگیره ازش
دلم پره.